ذبيح الله صفا

507

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

دانشمند و پزشك و ستاره شمر و پارسىدان و پهلوىخوان از مردم كرمان بوده است و پيش از آنكه زرتشت بنظم ارداويرافنامه پردازد جهان را بدرود گفته و مادرش در قيد حيات مانده بود « 1 » . زرتشت در جوانى و گويا در ايام حيات پدر دين دبيرى و علوم شرعى زرتشتى و نجوم و هيئت و حساب را فراگرفت و بشاعرى پرداخت و چنان كه خواهيم ديد آثار قابل توجهى در ادبيات زرتشتى دورهء اسلامى ايران پديد آورد . پدر زرتشت يعنى بهرام پژدو گويندهء منظومه‌ييست ببحر هزج مسدّس كه معنونست به « بهاريات بهرام پژدو » و از آن نسخى دردستست « 2 » . تاريخ ختم اين منظومه را گوينده در دو بيت ذيل تصريح كرده است :

--> ( 1 ) - نمانده بود باب من بگيهان * ورا مينوست پاداشن بگيهان كجا بهرام و بابش بود پژدو * انوشه بر روانشان باد هر دو طبيب و هير بد بود و منجم * درى و پهلوى خوان بود و عالم فراز آمد اجل رفت او ز عالم * شده او ، مارويم و ديگران هم ولى مامم به خانه بود با من * به دو گفتم كه اى دانا امين زن . . . ( ارداويرافنامه ص 20 - 21 ) چو بودم در جوانى كامرانى * همان در شادمانى زندگانى بخوانده خط زدين آگاه گشته * روانم با خرد همراه گشته بكرده يشت و گشته هيربد شاد * كه آن بود از پدر ميراث استاد نجوم و هم حساب احكام اختر * ز هريك شمه‌يى خوانده ز دفتر برفتى شعر گه گاه از بيانم * و ز آن شادان شدندى دوستانم ( ارداويرافنامه ص 16 ) ( 2 ) - رجوع شود بترجمهء مقدمهء فريدريك روزنبرگ F . Rosenberg بر منظومهء زراتشت‌نامه ، در آغاز زراتشت‌نامه چاپ تهران بتصحيح آقاى دكتر دبير سياقى ص 20 - 21 .